بزرگداشت محمودرضا بهمن پور:
از خاطرات فرشید مثقالی تا قول دخترش برای روشن نگه داشتن چراغ نشر
به گزارش کیت هنری، نقاش و مجسمه ساز با اشاره به اینکه محمودرضا بهمن پور شوق عجیبی در چاپ کتاب داشت، اظهار داشت: برای کتابی دوبار طرح دادم و هر دوبار او این طرح ها را رد کرد، این برای من عجیب بود، شور وی در چاپ کتاب بیش تر از من بود.
به گزارش کیت هنری به نقل از خبر آنلاین به نقل از ایرنا، آئین گرامی داشت محمودرضا بهمن پور مدیر نشر نظر جمعه ۱۸ اردیبهشت در دفتر نشر نظر برگزار شد.
در این مراسم فرشید مثقالی نقاش و مجسمه ساز، لیلی گلستان مترجم، امید نعمتی خواننده، صیف الله صمدیان عکاس و فیلم ساز، مصطفی رحماندوست نویسنده کودک و نوجوان، فریدون عموزاده خلیلی نویسنده کودک و نوجوان، آیدین آغداشلو نقاش، خانواده و دوستدارانش حضور داشتند.
فرشید مثقالی با بیان اینکه اولین دفعه است که به دفتر نشر نظر می آید و محمودرضا بهمن پور در آن نیست، اظهار داشت: اولین بار ۳۰ سال پیش بود که نامه ای دریافت کردم و در آن سوال هایی در رابطه با تصویرسازی بود، در آن نامه مرا به دیدار دعوت کرده بود. محمودرضا جوان خوب، پرشور، تازه و علاقه مند و محور دیداری بود که با دوستان داشتم.
او افزود: بعدها با وی در دنیای کار ارتباط برقرار کردم. بعد که نشر نظر و چاپخانه را تاسیس کرد، با او همکاری چاپی داشتیم تا اینکه کتابی در رابطه با گرافیک در دهه ۸۰ تالیف می کردم، پس از تکمیل کتاب باید تصمیم می گرفتم با چه کسی همکاری کنم، آن زمان یساولی کتاب های هنر کار می کرد و محمود بتازگی کار را آغاز نموده بود، با هم صحبت کردیم و قرار شد کار نماییم. این کتاب و سه کتاب دیگر که با او کار کردم موجب ایجاد رابطه دوستانه شد. محمودرضا مهربانی خاصی داشت که می شد با او صمیمی بود. او باهوش و خلاق بود.
این هنرمند با اشاره به اینکه برای جلد یک کتاب دو طرح به بهمن پور داده بود، افزود: محمود هر دو طرح را رد کرد، برایم عجیب بود. وقتی کتاب چهارم را که در رابطه با مجموعه کارهایم بود، منتشر کردیم، محمود بعنوان ناشر سنگ تمام گذاشت، کاری نبود که بخواهد انجام دهد و شور او بیشتر از من بود. این شور صمیمیت غریبی ایجاد می کرد. یک سال و نیم قبل بود که کتاب چاپ شد.
مثقالی در رابطه با آخرین باری که محمودرضا بهمن پور را دید، بیان کرد: حدود ۱۱ روز قبل در بیمارستان در سی سی یو اجازه دادند چند دقیقه او را ببینم، در خواب بود، صورتی آرام و در صلح کامل، با او خد حافظی کرد و آمدم. روحش شاد.
نشر نظر بزرگ ترین میراث محمودرضا بهمن پور است
رضی میری دوست محمودرضا بهمن پور و متخصص فرش در ابتدا شعری برای او خواند و اظهار داشت: من از ازل با محمود دوست بودم. اگر بخواهم به کارهایی که محمود کرده اشاره داشته باشم، لیست وار به نکاتی اشاره می کنم. در نشر کتاب های هنری و فعالیتها در حوزه فرهنگ و هنر، نوشته ها و آشنایی که با کنشگران داشت، بی همتا بود. محمود کمال گرا بود و در انتشارکتاب هایی که می خواست منتشر کند، کمال گرایی به او اجازه نمی داد از کیفیت کوتاه بیاید. فعالیت نشر نظر فقط در حوزه هنرمندان معاصر هنرهای تجسمی نبود، در مبحث تاریخ هنر و پژوهش های انجام شده در آن حوزه فعالیت می کرد. اینها بزرگ ترین خدمات محمود در دوره فعالیتش بود.
این هنرمند برجسته ترین کار محمودرضا بهمن پور را نشر نظر اعلام نمود و اضافه کرد: این بزرگ ترین میراثی است که به جا گذاشته و این متعلق به همه هنرمندانی است که این جا نشستند و ایستادند. این وظیفه همه هنرمندان است که نشر نظر را در کنار آلما(دختر بهمن پور) و دیگر اعضاء نشر همواره همان گونه که بود نگه دارند. این پیام را می رسانم که آلما واقعاً مصمم است که نشر نظر را نگه دارد و به راه پدرش ادامه بدهد.
فکرِساختن در روند انتشار کتاب «مریم» به فکرِ مرگ غلبه کرد
مریم زندی با اعلان اینکه محمودرضا بهمن پور به او گفته بود باید صحبت کند، افزود: من نمی دانستم که چه باید بگویم. محمودرضا بهمن پور شیراز، شجاع و مهربان بود. سرسخت و درست کار بود. خیال پرداز و مرگ اندیش بود. عاشق ایران و در کارش یگانه بود.
او در رابطه با نشر نظر اظهار داشت: فکر می کنم در رابطه با کار مهم و با ارزشی که محمود کرده، کاری که ارزش آن هر روز بیش تر مشخص می شود، دوستان دیگر بهتر می توانند صحبت کنند.
این عکاس با اشاره به اقدامات با ارزشی که بهمن پور برای فرهنگ ایران کرد، توضیح داد: من خاطره ای را که روزی محمود برایم ساخت، می گویم. کتاب «مریم» را سال ۱۳۹۰ آغاز کردیم و عکس ها را با محمود می دیدیم. روز ۱۳ یک ماه در تابستان در سال ۱۳۹۹ بود و اظهار داشت که دیگر فکر نمی کنم بتوانم برای ادامه کار بیایم، اظهار داشت که بیماری اش را سرطان تشخیص دادند اما اظهار داشت که تا کتاب را منتشر نکند، نمی رود.
زندی افزود: به علل مختلف حدود چهار سال یکدیگر را کم تر می دیدیم و محمود می خواست پس از کرونا و مشکلات اقتصادی نشر نظر را مجدد فعال کند. من فکر می کردم شاید کتاب را منتشر نکنیم بهتر باشد. تلاش می کردم به انتشار کتاب علاقه نشان ندهم. در آخر فکر ساختن به فکر مرگ غلبه کرد و سبب شد کتاب منتشر شود.
او اضافه کرد: محمود حیاط دفتر نظر را آن قدر دوست داشت که آنرا با «ت» می نوشت. او حتماً این جا است. زندی خطاب به آلما دختر بهمن پور اظهار داشت: میراثی که به تو رسیده، میراث دانایی است، در این روزگار جهل، آنرا حفظ کن. سرسخت، و مهربان مانند محمود بمان.
محمودرضا بهمن پور به من یاد داد زندگی در سخت ترین روزها ادامه دارد
کاوه کاظمی عکاس متنی برای این آئین آماده کرده بود، در قسمتی از آن اظهار داشت: برای من محمودرضا بیشتر از یک دوست بود، او نوری پرهیاهو و ماندگار بود، ما کنار هم کار کردیم اما چیزی که میان ما شکل گرفت چیزی بیشتر از کتاب بود، محمودرضا مهربانی، اعتماد و دوستی را نشان داد.
این عکاس افزود: او به ما یاد داد که زندگی در سخت ترین روزها می تواند ادامه داشته باشد، امروز نبودنش را نه فقط در کار بلکه در بین سکوت هایم پیدا می کنم. کاظمی در ادامه فیلمی از روزهای سفر با بهمن پور را پخش کرد.
کلمات محمودرضا بهمن پور پر از شور زندگی بود
جعفر همایی مدیر نشر نی از روز آشنایی با محمودرضا بهمن پور اظهار داشت: در دهه ۶۰ هر کدام از ما به نقطه ای رانده شدیم. وی در دهه ۶۰ در وزارت ارشاد فعال بود. او مجموعه ای از ذکاوت، شجاعت، تیزبینی و دعای مادر داشت و این خصوصیت اجازه نمی داد در مسئولیت کتاب کودک در وزارت ارشاد بگنجد. او جای خویش را در بخش خصوصی پیدا کرد و سراغ نشر آثار هنری رفت. توانایی خاصی داشت و کار مشکلی را آغاز کرد.
همایی با اشاره به همکاری هنرمندان پیشکسوت با نشر نظر اظهار داشت: محمودرضا بهمن پور با هنرمندان جا سنگین همکاری می کرد، استقلال فکری و دلبری خاصی داشت. می توانست در یک جلسه با شما رفیق شود یا سر نظراتش با شما بجنگد. او شور زندگی داشت، در جلساتی که در رابطه با نشر صحبت می کردیم هرچند ذکر مصیبت بود، حال خوبی داشتیم.
مدیر نشر نی در رابطه با آخرین صحبت با بهمن پور توضیح داد: حال او را از آلما پرسیدم، گفت با خودش صحبت کن، محمودرضا نای نفس نداشت و فقط چند کلمه با او صحبت کردم، اما همواره کلماتش پر از شور زندگی بود.
شریک فکری خویش را از دست دادم
امید ابراهیمی مدیر چاپ نظر با اشاره به اینکه از سال ۱۳۸۷ به مجموعه نظر پیوسته است، اظهار داشت: در تولید و انتشار کتاب ها با هم فکر می کردیم و شریک فکری خویش را ندارم، باید تمرکز کنم تا بتوانم از او الهام بگیرم و بتوانم نظرهای او را در کتاب ها بیاورم. معلم خوب و انسان شناس بود.
ابراهیمی با اشاره به روزهایی که سلامت محمودرضا بهمن پور فراز و فرود داشت، توضیح داد: چند بار حالش خوب شد و بعد چند کتاب منتشر کردیم. امیدوارم پس از این بتوانیم راه او را ادامه بدهیم.
راهیابی کتاب های نشر نظر به کتابخانه های بزرگ دنیا
هادی تقوی دوست و همکار بهمن پور با اشاره به اینکه اومی خواست کتاب هایش را وارد موزه ها و کتابخانه های بزرگ دنیا کند، افزود: یکبار که با محمود به نمایشگاه کتاب فرانکفورت رفته بودیم، کتابش را به یکی از مسؤلان نشان داد، او کتاب را ورق می زد و از تعجب لب هایش را بر هم می فشرد. رفت و روز بعد برگشت و قرارداد بست، این شد بنای راهیابی کتاب های نشر نظر به کتابخانه های بزرگ دنیا.
تاریخ هنر ایران، در تکاپوی دو دهه گذشته به همت محمدرضا بهمن پور ثبت شد
همایون سیرزی هنرمند معمار در رابطه با همکاری با محمودرضا بهمن پور اظهار داشت: او همواره از طولانی شدن کلمات من نگران بود.
او افزود: من ۱۶ سال داشتم و در بین اوراق جادویی که روی کاغذی خاص در یک کتاب فروشی در کرمان، بی آن که فهمی از هنرهای تجسمی داشته باشم، کتاب «منظر» را ورق زدم.
به قول این معمار تاریخ هنر ایران، در تکاپوی دو دهه گذشته به تکاپو و همت بهمن پور ثبت گردید.
هنر می تواند راهی جهت زندگی در بین مرگ باشد
آرمان خلعتبری پژوهشگر هنرهای تجسمی با اشاره به اینکه مرگ می تواند سازنده باشد، اظهار داشت: هنر می تواند راهی جهت زندگی در بین مرگ باشد. پیوستن به نشر نظر همواره آرزوی من بود اما به عقب افتاد تا اینکه یک روز در تابستان ۱۳۹۷ با من تماس گرفت، محمودرضا بهمن پور با من تماس گرفت و دیدن اینکه یکی از بزرگ ترین ناشران هنری با جوانی این طور رفتار می کند، زیبا بود. پس از آن هیچ گاه او را رها نکردم.
این هنرمند افزود: به یاد دارم در روز رونمایی از کتاب فرشید مثقالی، بهمن پور می گفت، همه فکر می کنند این کتاب را در وضعیت عادی منتشر کردیم، اما این طور نبود.
ما به این وطن بدهکاریم
آلما دختر محمودرضا بهمن پور در این مراسم اظهار داشت: در این یک هفته قادر نیستم، جمع بندی کنم. پدر من تبدیل شد به دوست، رفیق و همکار و تصمیم گرفتم در رابطه با او چیزی نگویم.
او افزود: من و مادرم و پدرم خانواده کوچکی بودیم و کوچک تر شدیم. در سالیان بیماری پدرم متوجه شدم خانواده بزرگی همراه ما است. همکاران نشر نظر در این ۳۰ سال نشان دادند که فعالیت درنظر برای آنها بیشتر از کار است.
آلما در ادامه از اشخاصی که در ایام بیماری محمودرضا بهمن پور همراه آنها بودند، تشکر کرد.
او در رابطه با ادامه فعالیت نشر نظر، توضیح داد: به پدرم قول دادم که چراغ نظر را روشن نگه دارم و کار را پیش ببرم. پدر سال پیش بارها گفت «ما به این وطن بدهکاریم» برای همین از شما می خواهم کنار هم باشیم تا این میراث را جلو ببریم.
بهمن کیارستمی فیلمی در رابطه با کتاب «مریم» ساخته است که بخشهایی از آن در گرامی داشت محمودرضا بهمن پور پخش گردید.
نیکزاد نجومی و بهزاد حاتم از دوستان محمودرضا بهمن پور پیام خویش را بوسیله ویدیو فرستادند.
حرف آخر اینکه عاشق ایران و در کارش یگانه بود. می توانست در یک جلسه با شما رفیق شود یا سر نظراتش با شما بجنگد. هنر می تواند راهی جهت زندگی در میان مرگ باشد آرمان خلعتبری پژوهشگر هنرهای تجسمی ضمن اشاره به این که مرگ می تواند سازنده باشد، عنوان کرد: هنر می تواند راهی جهت زندگی در میان مرگ باشد.
منبع: artkit.ir
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان کیت هنری در مورد این مطلب