شاید این کتاب در رابطه با خود شما باشد!
به گزارش کیت هنری، کتاب «تلنگرهای فرهنگی» نوشته مهدی بذرافکن، روزنامه نگار و پژوهشگر حوزه فرهنگ و رسانه، با تمرکز بر رفتارهای فرهنگی و اجتماعی مردم در زندگی روزمره منتشر شد؛ مجموعه ای از یادداشت های کوتاه که نویسنده در آنها کوشیده است بدون صدور حکم و نصیحت مستقیم، مخاطب را به مکث، بازاندیشی و توجه باردیگر به رفتارهای فردی و اجتماعی دعوت کند.
به گزارش کیت هنری به نقل از خبر آنلاین، «تلنگرهای فرهنگی» چهارمین کتاب این نویسنده بعد از آثار «وبگزار»، «حاشیه نوشت» و «سواد رسانه ای برای همه» است. این کتاب با همکاری انتشارات نوید شیراز و مؤسسه رسانه ای خبر انتشار یافته و از نظر مبحث و شیوه روایت، تفاوت هایی با آثار پیشین نویسنده دارد.
بذرافکن در آثار قبلی خود بیشتر به موضوع هایی همچون رسانه، فضای مجازی و سواد رسانه ای پرداخته بود، اما در کتاب جدید سراغ اتفاقات و رفتارهایی رفته است که در زندگی روزمره رخ می دهند و امکان دارد در نگاه نخست چندان مهم به نظر نرسند؛ اما از نظر فرهنگی و اجتماعی، پرسش هایی قابل تأمل ایجاد می کنند.
نویسنده درباره ی این تفاوت می گوید: «آثار قبلی بیشتر به حوزه رسانه، فضای مجازی و آموزش سواد رسانه ای می پرداختند، اما «تلنگرهای فرهنگی» حاصل مشاهده، دغدغه مندی و یادداشت برداری از اتفاقاتی است که هر روز در جامعه با آنها مواجه می شویم. این دفعه تلاش کردم بجای پرداختن به مباحث نظری، مخاطب را با روایت هایی کوتاه اما تأمل برانگیز مواجه کنم».
از اتفاق های روزمره تا دغدغه های فرهنگی
ایده اصلی کتاب از مشاهده اتفاقات روزمره شکل گرفته است. نویسنده می گوید گاهی یک رفتار در خیابان، گفتگویی کوتاه، اتفاقی در اداره یا بیمارستان و حتی ماجرایی در وسایل حمل و نقل عمومی ذهنش را درگیر کرده و احساس کرده است این دغدغه ها تنها متعلق به او نیست و خیلی از مردم نیز آنها را می بینند اما کمتر درباره ی شان صحبت می کنند.
این مشاهدات بتدریج در قالب یادداشت هایی کوتاه ثبت شده اند؛ یادداشت هایی که در هرکدام یک اتفاق حقیقی یا موقعیت اجتماعی می تواند بهانه ای برای طرح موضوعی گسترده تر باشد.
چرا «تلنگر»؟
عنوان کتاب نیز بر همین مبنا انتخاب شده است. نویسنده باور دارد هدف از طرح این موضوعات، محکوم کردن یا نصیحت مخاطب نیست بلکه ایجاد یک مکث کوتاه و دعوت به باردیگر دیدن رفتارهایی است که امکان دارد در زندگی روزمره به آنها عادت کرده باشیم.
بذرافکن در اینباره می گوید: «واژه «تلنگر» را آگاهانه انتخاب کردم. قصد نداشتم کسی را محکوم یا نصیحت کنم. می خواستم به رفتارهایی که شاید از کنارشان بی تفاوت عبور می نماییم، اشاره کنم؛ چه رفتارهای نادرستی که باید کمتر تکرار شوند و چه رفتارهای ارزشمندی که شایسته گسترش هستند».
بر همین اساس خیلی از یادداشت ها با نتیجه گیری مستقیم پایان نمی یابند و قضاوت نهائی به مخاطب سپرده می شود.
نویسنده کوشیده است موقعیت را روایت کند و پرسش را پیش روی خواننده بگذارد؛ این که مخاطب بعد از خواندن آن روایت چه برداشتی دارد و آیا رفتار طرح شده را در زندگی خود نیز تجربه کرده است یا خیر.
یادداشت هایی کوتاه برای خواندن و فکر کردن
کوتاه بودن مطالب از دیگر خصوصیت های کتاب است. بیشتر مطالب در یک صفحه و برخی تنها در چند خط نوشته شده اند.
نویسنده این کتاب باور دارد در دنیای امروز، بعضی وقت ها یک جمله یا یک صفحه می تواند بالاتر از یک مقاله طولانی ذهن مخاطب را درگیر کند.
ساختار کتاب نیز با همین نگاه طراحی شده و تیتر هر مطلب بصورت مستقل و با فونت درشت در یک صفحه آمده است. بدین سان مخاطب می تواند کتاب را در زمان های کوتاه و با انتخاب یادداشت های مختلف مطالعه کند.
این ساختار همینطور با مفهوم «تلنگر» هماهنگ است؛ هر یادداشت می تواند بعنوان یک واحد مستقل خوانده شود و بعد از پایان آن، ادامه فکر در ذهن مخاطب شکل بگیرد.
ادای دینی کوچک به مردی بزرگ و به خبرجنوب
بذرافکن این کتاب را «ادای دینی کوچک به مردی بزرگ و به خبرجنوب» توصیف کرده است؛ رسانه ای که بگفته او یکی از مهم ترین فصل های زندگی حرفه ای اش را رقم زده است.
او نوشته: شروع همکاری من با روزنامه خبرجنوب و در مجموع با مؤسسه رسانه ای بین المللی خبر به سال پنجم دبستان بازمی گردد؛ زمانیکه کودکی 10 ساله بودم و حالا که ۴۶ سال دارم، گمان می کنم این مسیر برایم قسمتی از زندگی و هویت من بوده است.
از همان دوران دانش آموزی تا پایان دبیرستان، گزارشگر صفحه دانش آموز روزنامه خبرجنوب بودم و حتی در دو سال خدمت مقدس سربازی نیز افتخار داشتم در بخش های مختلف این روزنامه قلم بزنم.
پس از پایان خدمت با افتخار وارد کار حرفه ای خبرنگاری در روزنامه خبرجنوب شدم. در کنار کار، تحصیل را تا مقطع کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی ادامه دادم و از سال ۱۴۰۰ برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری ارتباطات، از این روزنامه جدا شدم؛ البته فقط از نظر فیزیکی، چونکه دل و جانم هنوز در تحریریه خبرجنوب جا مانده است. مگر می شود از جایی که از کودکی تا میانسالی در آن رشد کرده ای جدا شد؟خبرجنوب برای من خانه ای پر از خاطره، تجربه، و نفس های فرهنگی بوده و هست. در این راه استاد ارجمند حسین واحدی پور مدیر بزرگ این مؤسسه رسانه ای، همواره برایم الگو و الهام بخش بوده اند؛ مردی که حضورش در حوزه فرهنگ و رسانه مانند نوری بر تارک آسمان فارس و ایران می درخشد. و حالا این کتاب که با تأکید بر فرهنگ نوشته ام، ادای دینی است کوچک به مردی بزرگ و به «خبرجنوب» رسانه ای که از کودکی تا امروز، زیباترین فصل های زندگی ام را رقم زده است.
تحقق یک آرزوی قدیمی با انتشارات نوید
بذرافکن می گوید از دوران نوجوانی نام انتشارات نوید و داریوش نویدگویی را می شناخته و انتشار کتاب با این ناشر یکی از آرزوهای قدیمی او بوده است.
او در حدود ۲۰ سالگی قصد داشت اولین کتاب خودرا با انتشارات نوید منتشر کند. آن کتاب موضوعی ورزشی داشت، اما همکاری در آن مقطع به مرحله طرح با داریوش نویدگویی نرسید و ادامه نیافت. سال ها بعد، این آرزو با انتشار «تلنگرهای فرهنگی» تحقق پیدا کرد.
بذرافکن درباره ی داریوش نویدگویی باور دارد فعالیتهای او در عرصه فرهنگ و نشر، جایگاهی ماندگار در فرهنگ ایران دارد و ارزش خیلی از این کارها امکان دارد با گذشت زمان بیشتر آشکار شود.
او نوشته: داریوش نویدگویی در فرهنگ ایران نامی شناخته شده و تاثیر گذار است؛ برندی فرهنگی که سال هاست بار بخش مهمی از فعالیتهای فرهنگی این سرزمین را بر دوش می کشد. کارهای او از آن دست کوشش هایی است که هر چه زمان می گذرد ارزش و ماندگاری شان آشکارتر می شود و بدون شک آیندگان با احترام از او و آثارش یاد خواهند کرد.
فرهنگ؛ از شعار تا رفتار
«تلنگرهای فرهنگی» در مجموع تلاش می کند فرهنگ را بعنوان مجموعه ای از رفتارهای روزمره بررسی کند. در این نگاه، فرهنگ در نحوه رفتار با دیگران، رعایت قانون، مسئولیت پذیری، شیوه تربیت فرزندان، کمک به نیازمندان، احترام به حقوق دیگران و حتی در موقعیت هایی که کسی ناظر رفتار ما نیست، خودرا نشان داده است.
از همین رو مخاطب کتاب در خیلی از موارد با پرسشی درباره ی رفتار دیگران مواجه نمی گردد، بلکه ناگزیر است رفتار خودرا نیز مرور کند.
این ویژگی، «تلنگرهای فرهنگی» را از یک مجموعه انتقادی جدا می کند. نویسنده تلاش دارد میان نقد جامعه و نقد خود فاصله ای باقی نگذارد و مخاطب را نیز در پروسه بازاندیشی شریک کند.
کتابی برای مکث کردن
«تلنگرهای فرهنگی» به دنبال ارایه یک نظریه جامع درباره ی فرهنگ نیست. در این کتاب مجموعه ای از موقعیت های حقیقی و تجربه های روزمره در کنار یکدیگر قرار گرفته تا مخاطب برای چند لحظه از جریان عادی زندگی جدا شود.
شاید اهمیت این کتاب نیز در همین نقطه باشد؛ این که اتفاقاتی که امکان دارد در نگاه اول ساده و کم اهمیت باشند، می توانند به پرسش هایی درباره ی رفتار اجتماعی و مسئولیت فردی تبدیل شوند.
«تلنگرهای فرهنگی» در نهایت می خواهد بجای ارایه پاسخ های آماده، پرسش ایجاد کند؛ پرسش هایی درباره ی رفتارهایی که هر روز می بینیم و شاید کمتر درباره ی آنها فکر می نماییم.
از یک رفتار در اتوبوس تا یک اقدام خیرخواهانه، از تربیت فرزند تا تعریف ما از نیکوکاری، هر روایت می تواند نقطه شروعی برای نگاه باردیگر به خود و جامعه باشد.
شاید بتوان نگاه کلی کتاب را در یک جمله خلاصه کرد: هر یادداشت یک تلنگر است؛ هر تلنگر مجالی برای فکر کردن و هر فکر، می تواند شروع یک تغییر کوچک در رفتار فردی و اجتماعی باشد.
23
حرف آخر اینکه می خواستم به رفتارهایی که شاید از کنارشان بی تفاوت عبور می نماییم، اشاره کنم؛ چه رفتارهای نادرستی که باید کمتر تکرار شوند و چه رفتارهای ارزشمندی که شایسته گسترش هستند. ادای دینی کوچک به مردی بزرگ و به خبرجنوب بذرافکن این کتاب را ادای دینی کوچک به مردی بزرگ و به خبرجنوب توصیف کرده است؛ رسانه ای که بگفته او یکی از مهم ترین فصل های زندگی حرفه ای اش را رقم زده است. در کنار کار، تحصیل را تا مقطع کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی ادامه دادم و از سال ۱۴۰۰ برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری ارتباطات، از این روزنامه جدا شدم؛ البته فقط از نظر فیزیکی، چراکه دل و جانم هنوز در تحریریه خبرجنوب جا مانده است.
منبع: كیت هنری
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان کیت هنری در مورد این مطلب