ارائه برگزیده نهمین جایزه ابوالحسن نجفی
به گزارش کیت هنری، مراسم اختتامیه نهمین دوره جایزه ابوالحسن نجفی شنبه شب ۳۱ مرداد ماه در شهر کتاب مرکزی برگزار و نتیجه رای هیئت داوران از میان ۱۱ کتاب، «فابیان» با ترجمه اژدر انگشتری بعنوان اثر برتر شناخته و «سه سیب از آسمان افتاد» ترجمه یلدا بیدختی نژاد هم شایسته تقدیر شناخته شد.
به گزارش کیت هنری به نقل از خبر آنلاین، لیست نامزدهای راه یافته به مرحله ی غائی نهمین دوره ی جایزه استاد ابوالحسن نجفی به شرح زیر است:
۱. «زوجه ی مارتَن گِر»، جنت لوئیس، ترجمه ی وحید طباطبایی، نشر ماهی
۲. «سه سیب از آسمان افتاد»، نارینه آبگاریان، ترجمه ی یلدا بیدختی نژاد، نشر مولیان
۳. «فابیان»، اریش کستنر، ترجمه ی اژدر انگشتری، نشر بیدگل
۴. «بچه آهو»، ماگدا سابو، ترجمه ی نصرالله مرادیانی، نشر بیدگل
۵. «یخبندان»، توماس برنهارت، ترجمه ی زینب آرمند، نشر بیدگل
۶. «مسیر زندگی»، میگل دلیبس، ترجمه ی علیرضا شفیعی نسب، نشر نی
۷. «یک جور اشتباه»، یوسف ادریس، ترجمه ی سیدمحمدحسین میرفخرایی، نشر نی
۸. «اولکر آبلا»، سرای شاهینر، ترجمه ی مژده الفت، نشر برج
۹. «همرنگ جماعت»، آلبرتو موراویا، ترجمه ی هاله ناظمی، انتشارات دیدآور
۱۰. «شب به خیر غریبه»، مکایا بی گالت، ترجمه ی آرش افراسیابی، نشر بیدگل
۱۱. «هفت قمر معالی آلمیدا»، شهان کاروناتیلاکا، ترجمه ی فاطمه تناسان، نشر رایبد
جایزه ی «ابوالحسن نجفی» هر سال بمنظور احترام و تقدیر خدمات این مترجم و زبان شناس به فرهنگ و ادب و عرصه ی ترجمه ی این مرزوبوم، به بهترین ترجمه ی رمان یا مجموعه داستان کوتاهی که در یک سال قبل انتشار یافته باشد، اهدا می شود.
محمدخانی: انتخابی دشوار از میان ترجمه ها
در مراسم اختتامیه ی نهمین دوره ی جایزه ی ابوالحسن نجفی که ۳۱ شهریور در شهر کتاب مرکزی برگزار گردید، علی اصغر محمدخانی، دبیر جایزه، ضمن اشاره به این که در این نوبت آثار ترجمه ای انتشار یافته در سال ۱۴۰۳ بررسی شده اند، اظهار داشت: این برنامه هر سال بهمن ماه برگزار می شد که به علت حوادث رخداده به عقب افتاد و امروز اجرا شد. یاد موسی اسوار را که سوم شهریور دار فانی را وداع گفت گرامی می دارم که یکی از بهترین مترجمان عربی بود و در این ۹ دوره از ستون ها بود. اسوار شباهت زیادی به نجفی داشت؛ هر دو تنها بودند و دقت زیادی در انتخاب و ترجمه داشتند.
وی تاکید کرد: جایزه ی ابوالحسن نجفی جایزه ای معتبر است که تأثیر زیادی در بهبود ترجمه داشته و هدف از این جایزه بیشتر تقدیر یاد نجفی و تشویق مترجمان جوان است. بیشتر توجه ما به جوانان بوده که بهترین مترجمان جوان معرفی شوند.
وی با اذعان بر این که در ۱۰ سال گذشته آثار ارزشمندی توسط مترجمان جوان کشورمان خلق شده است، اظهار داشت: به نقل از در فیلمی که توسط پسر نجفی از ایشان تهیه شده، گفته اگر دزدی ممکن بود به خانه اش بیاید، او دلواپس می شد مبادا کتاب هایش را ببرد.
دبیر جایزه ی نجفی اضافه کرد: در این نوبت ۱۶۲ کتاب بررسی گردید و ۱۱ اثر به عنوان نامزد غائی معرفی گشتند. کیفیت ترجمه ها نزدیک به هم بود و انتخاب دشوار بود.
وی لیست نامزدها را اعلام نمود و اظهار داشت: تا دو یا سه هفته ی دیگر فراخوان دهمین دوره ی جایزه ی نجفی منتشر خواهد شد.
استمرار یک جایزه و ساختن یک بنای فرهنگی
در ادامه علی اصغر جعفرآبادی، مدیرعامل شهر کتاب، در سخنانی با اذعان بر این که اگر در نگارش و روش کنار هم قراردادن کلماتش فضلی دارد، مرهون استاد اسوار است، اظهار داشت: شعر از کنار هم گذاشتن کلمات زیبا شکل می گیرد و یک هنر را خلق می کند. به عنوان نمونه کلمات زلف، خندان، مست و صراحی زیبا هستند، ولی وقتی حافظ آنها را کنار هم قرار می دهد و می گوید «زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست/ پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست» معنای دیگری ایجاد می شود که زیبایی را چند برابر می کند. خیلی از حرکات ماندگار، مانند برگزاری این جایزه، حاصل شاعرانگی کسانی است که با دقت کنار هم قرار گرفتند و یک اتفاق زیبا را شکل دادند. اگر این جایزه یک مرتبه هم برگزار می شد اتفاقی خجسته بود، ولی وقتی ۹ بار تکرار می شود، بنایی مستحکم می شود؛ چون کسانی پشت آن هستند که آنرا بالا کشیده اند. یک کار خوب فضل دارد و استمرارش فضیلتی دیگر است. ما از اجتماع استمرار سخن می گوییم و این امانتی است که جایزه به ما داده است. پنج جایزه ی بزرگ توسط شهر کتاب برگزار می گردد که جایزه ی نجفی یکی از آن هاست. ما به سوی تلفیق اصالت و طراوت می رویم و شاهد برخاستن نسل جدید ادبا و فاضلان و پاسداران زبان و ادب فارسی هستیم. اهتمام دبیرخانه ی این جایزه به ساختن آینده ی روشنی است تا دیگران هم از دور به تماشای این بنای محتشم بنشینند.
یاد موسی اسوار؛ مترجمی که پلی میان زبان ها بود
مهدی فیروزان، رییس هیات مدیره ی شهر کتاب نیز در این مراسم ضمن اشاره به این که سابقه ی رفاقتش با اسوار به سال ۱۳۶۱ می رسد و به جهت او با نجفی در سال ۶۲ آشنا شد، اظهار داشت: اسوار انسانی گشاده رو بود و وقتی به سروش آمد، باتوجه به سابقه ی آشنایی عمیق او با زبان عربی و این که متولد عراق بود و من نیز با لبنان ارتباطاتی داشتم، با وی رفیق شدم و محور گفت وگوهایمان در رابطه با ی زبان عربی بود. شعری را از نزار قبانی ترجمه کردم و اسوار در دو ساعت آنرا شاعرانه کرد.
وی ضمن اشاره به این که اسوار در زندگی خصوصی اهل فتوت، یعنی دارای وفاداری به عهد، راستگویی و شکیبایی بود، اضافه کرد: اسوار خیلی مهربان و راستگو و خیلی اهل تعامل بود. وقتی در بیمارستان بستری بودم، ۳۰ روز هر روز به دیدارم می آمد و فقط یکدیگر را بدون صحبتی نگاه می کردیم. سخاوتمند بود و دغدغه ی مظلومان را داشت؛ به این علت به سراغ ترجمه ی عربی رفت که از ظلم وارد به مردم عرب و فلسطین رنج می کشید. ما یک برنامه ی اصولی را به کمک وی در شهر کتاب در رابطه با ی غزه پایه ریزی کردیم که میتوان گفت تنها برنامه ی اصولی در رابطه با ی فلسطین بود و طراحی آنرا اسوار انجام داد. در زندگی علمی نیز پلی میان عراق و ایران و میان زبان عربی و فارسی بود. هیچگاه مترجم به مفهوم مرسوم امروز نبود، بلکه به بازآفرینی زبان مبدأ به زبان مقصد می پرداخت و درون فرهنگ می زیست. مشتاق آموختن بود و عربی را به شیرینی و فصاحت فارسی می دانست. از طرفی پلی میان گذشته و امروز بود و اشعار عربی شاعران بزرگ فارسی و عرب چون سعدی و غسان را ترجمه کرد. وی همایشی را در رابطه با ی ادبیات فارسی در لبنان با کمک گلشیری و جمعی دیگر از اعضاء فرهنگستان برگزار کرد که با آنکه یک روزه بود، یک ویژه نامه در نامه ی فرهنگستان را به خود اختصاص داد. اسوار همینطور کتاب «روح تشریع در اسلام» از امام موسی صدر را به فارسی ترجمه کرد که متن آن به زبان محاوره و خیلی دشوار است، ولی آن اندازه خوب ترجمه کرده که گویی به فارسی سخن گفته شده است.
فیروزان همینطور اظهار داشت: اول انقلاب که سروش تأسیس شد، وی در آنجا شورای کتاب را طراحی کرد که امثال معصومی همدانی، صادقی، احمد سمیعی گیلانی و رضا سیدحسینی عضوش بودند و از بیرون نیز امثال سروش، محقق داماد و دینانی در آن حضور داشتند که ساختار انتخاب و سیاستگذاری در سروش را شکل دادند. در ۱۳ سال هم که اسوار کار کتاب را سامان می داد، قوی ترین دوران در ۵۰ سال گذشته بود.
وی همینطور به طراحی شورای ویرایش در صداوسیما به همت اسوار اشاره نمود و اضافه کرد: در قالب این شورا چندین سال در صداوسیما در رابطه با ی زبان معیار برنامه تولید کردیم و محصول کارهای ما طنز شیرینی شد که تمام جامعه از آن استفاده می کردند و می گفتند غلط ننویسیم و فارسی را پاس بداریم که حتی روی محصولات هم بصورت شعار این عبارات درج شدند. کارهای اسوار در ترجمه کلاس درس است و کسی نمی داند در واقع او چه تعداد مترجم و ویراستار تربیت کرده است.
فیروزان از جایزه ی نجفی به عنوان رویدادی ملی یاد کرد که بخش خصوصی بر عهده گرفته و درحال جریان سازی است.
معصومی همدانی: نجفی مرید نداشت، شاگردان برجسته تربیت کرد
حسین معصومی همدانی، عضو پیوسته ی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و از داوران این نوبت ی جایزه نیز، در سخنانی به سابقه ی دوستی ۵۰ ساله و آشنایی و دوستی ۴۰ ساله اش با نجفی اشاره نمود و اظهار داشت: نجفی آثار ماندگار بسیاری را به جامعه ی ادب تقدیم کرده است. وی مرید نداشت، بلکه شاگردان زیادی را تربیت کرد که همه چهره هایی برجسته شدند؛ از بهرام صادقی و تقی مدرسی و گلشیری و حقوقی که در جنگ اصفهان همراهش بودند و با او دمخور شدند، ولی کپی او نشدند و این هنری است که در کمتر استادی دیده می شود. نجفی با عوالمی آشنا بود که برای اشخاصی که در ایران زندگی می کردند غنیمت بود و گوش های شنوایی پیدا کرد که در صدد صیدشان نبود. حریم خیلی مستحکمی داشت که کارش بود و روابطش با افراد برپایه کارش بود. نزدیک ترین روابط را نیز اگر به کارش لطمه می زد رها می کرد.
وی خاطرنشان کرد: همین که جایزه ای برقرار شود و ۹ سال دوام بیاورد، در حد معجزه است. من از اول همراه این جایزه بودم، چون آدم های آن جمل و ناقه در آن نداشتند. آفت اغلب جوایز ادبی تابع روز شدن و تخصصی نبودن است که این جایزه این آفت ها را ندارد. در کنار عوامل بیرونی، عاملی درونی که جوایز ادبی را از بین می برد این است که می خواهند نشان دهند در ادبیات پیشرو هستند و هر سال به یک کتاب مشخص یا از جنس آوانگارد جایزه می دهند؛ گویی غیرآوانگاردها ارزش ندارند. اما در جایزه ی نجفی تنوع را می بینیم. انتخاب دو اثر سخت بود و خوشحالم می بینم بزرگان ترجمه ی ما بی جانشین نمانده اند و آثاری از جوانان امروز را شاهدیم که برجسته تر از آثار دوران جوانی بزرگان هستند. دو کتاب انتخاب شده ی این دوره، هر دو در رابطه با ی دو دوره ی حساس تاریخی هستند؛ یکی در رابطه با ی آلمان در آستانه ی فروپاشی جمهوری وایمار و دیگری تاریخ شوروی در یک روستای ارمنستان است که خاصیت مشترکی دارند؛ این که به زندگی مردم توجه بیشتری نسبت به جغرافیا دارند و سیاست در آنها غایب است. کوشیدیم در انتخاب ها به ارزش زبانی آثار و ترجمه ها دقت کنیم.
معرفی آخرین ترجمه ی موسی اسوار
در ادامه نرگس قندیل زاده، از مترجمان کشورمان، به معرفی آخرین ترجمه ی موسی اسوار با نام «اکنون اینجا یا بار دیگر شرق مدیترانه» نوشته ی عبدالرحمن منیف پرداخت؛ اثری که اسوار در زمان چاپش نبود.
این کتاب معطوف به کتابی به نام «شرق مدیترانه» است که سال ها قبل منیف نوشته بود. در «شرق مدیترانه» موضوع اصلی، به نقل از منیف، یک ننگ، زندان سیاسی است که از خط اشغال نظامی هم خطرناک تر است. سال ها بعد که دید هنوز همان مصائب جریان دارد، کتاب «اکنون اینجا یا بار دیگر شرق مدیترانه» را نوشت. در کتاب اول، راوی به ۱۱ سال زندان محکوم شد و پس از پنج سال از دوران زندانش تعهدنامه را امضا کرد تا از زندان بیرون برود و سرگذشتش را برای آگاهی دیگران بنویسد، ولی باردیگر زندانی شد و درحال نابینایی درگذشت.
عادل، کودک محصلی که شاهد آن چه بر راوی آن کتاب آمده بود، در کتاب دوم راوی می شود و او نیز گرفتار رنج زندان و شکنجه است. وقتی فهمیدند مرگش قطعی است، آزادش کردند و به پراگ رفت و آنجا با طالع آشنا شد که هر دو خاورمیانه ای بودند. طالع در بیمارستان حالش بد شد، چون نتوانست اهانت به خویش را تحمل کند و دار فانی را وداع گفت و عادل تا پایان داستان قهرمان باقی ماند.
در این کتاب به وضعیت زندانیان عادی و سیاسی، اعتصاب غذا و حتی سطح گفت وگوهای مجرمان با هم اشاره شده و حتی ناسزاها و حرف های ناسزا را اسوار با استادی و رعایت نزاهت ترجمه کرده و حتی به گونه ای تحسین برانگیز شعری را که برای مسخره کردن یک زندانی برای زندانی دیگری سروده شده، ترجمه کرده است. نویسنده دغدغه دارد که چه طور ننگ زندان سیاسی بودن و شکنجه و سرکوب را از بین ببریم و نیز اشاره دارد که باید از نزدیک مشکلات را دید و لمس کرد. همینطور بیان می کند که کلمه ی دژخیم از کجا شکل گرفته است. وقتی طالع زنده بود، عادل از ایشان می خواهد که تجربه هایش را برای آگاهی دیگران بنویسد و او می نویسد. در فصل دوم می بینیم که روح طالع همراه عادل می شود و از او می خواهد تجربه هایش را منتشر نکند.
سخن در رابطه با ی «فابیان»؛ ترجمه ای میان تراژدی و طنز
محمدرضا ترک تتاری نیز در این مراسم در رابطه با ی کتاب برگزیده ی «فابیان» سخن گفت.
وی اظهار داشت: ترجمه ی ادبی کاری است که در آن مترجم مدام درگیر انتخاب است؛ انتخاب واژه، لحن، ضرباهنگ، میزان نزدیکی و دوری از متن اصلی و بطور خلاصه انتخاب هایی که کمک می نماید یک اثر از یک زبان و یک جهان به زبان و جهان فارسی آورده شود، بی آنکه به جان اثر خدشه ای وارد شود. بدین سان وقتی از ترجمه ی ادبی حرف می زنیم، اغلب اوقات اول از تمامی به کیفیت کار مترجم فکر می کنیم؛ یعنی به تسلطش به زبان مبدأ و مقصد، به کیفیت نثرش، به فهمش از سبک نویسنده، به امانتداری اش و به خلاقیت و نکته سنجی اش. تمام این موارد ضروری اند، اما به گمان من یک معیار مهم دیگر هم هست که کمتر در موردش حرف زده ایم؛ انتخاب کتاب برای ترجمه است.
نثر ترجمه ی این کتاب نه بیش از حد آراسته و ادیبانه است که تندی و برندگی متن را بپوشاند و نه آن قدر خشن و بی رنگ وبو که خاصیت های سبکی نویسنده از میان برود. مترجم توانسته است دو وجه ظاهراً متضاد، اما درهم تنیده ی «فانیان» را منتقل کند؛ از یک سو تراژدی و اندوه عمیق جهانی که در آن مدام زیر پای شخصیت ها خالی می شود و از طرفی طنز سرد، تلخ و گاه بی رحم نویسنده. این طنز، همان گونه که به خوبی به فارسی هم درآمده، وسیله ای برای شوخی کردن با سبک کردن مصیبت نیست؛ بلکه کارکرد مهم تری هم دارد: خود طنز تراژدی را برجسته تر می کند. ترجمه این تعادل دشوار را حفظ نموده است. خواننده هم لبخند تلخ زمان را حس می کند و هم ته مزه ی اضطراب شکست و نومیدی را که پشت این لبخند پنهان است.
همچنین پانوشت های ترجمه، به نظرم، از امتیازهای آنست. پانوشت در ترجمه ی ادبی اگر بی حساب و فراوان باشد، می تواند جریان خواندن را قطع کند و اگر ناکافی باشد، امکان دارد خواننده را از ارجاعات تاریخی، فرهنگی و زبانی متن محروم کند. پانوشت های این ترجمه دقیق، ضروری و به اندازه اند.
امروز که برای انتخاب بهترین ترجمه ی ادبی سال در محدوده ی آثاری که آنها را بررسی نموده ایم گرد هم آمده ایم، در واقع هدف فقط سنجیدن کیفیت چند ترجمه نیست. داریم به این پرسش هم فکر می نماییم که ترجمه چه طور می تواند ادبیات فارسی و خواننده ی فارسی زبان را غنی تر کند؛ چه طور می تواند گفتگو میان زبان ها را جدی تر کند و چه طور مترجم، با انتخاب و کار خود، به پیکره و حافظه ی ادبی ما چیزی اضافه می کند.
«فابیان»؛ پیوند با یک تجربه ی تاریخی
اژدر انگشتری نیز در این مراسم با تاکید بر نقش این جایزه در پیشرفت ترجمه اظهار داشت: ما مترجمان رقیب هم نیستیم و رقیب هر اثرمان کار قبلی است که می خواهیم یک قدم جلوتر باشیم. یکی از شاخصهای من برای ترجمه ی این کتاب، جدا از ارزش های فرمی، نسبت آن با شرایط امروز جامعه ی ما بود. این کتاب داستان ۱۰۰ سال پیش آلمان است که با مشکلات و رکود اقتصادی و اضطراب جنگ و آشفتگی فرهنگی همراه بودند، ولی بحران قسمتی از زندگی شان شده بود و بودن در چنین جامعه ای مثل دوی سرعت است که برای پول و مقام و کار و عشق و بقا آدم ها را کنار می زنند و اخلاق کالایی لوکس می شود. تلخ تر این که تصور آینده ی بهتر را از دست می دهند و سرنوشت آنها بحران است.
ترجمه ی «فابیان» مهم می باشد، چون ما را به آن تجربه ی تاریخی پیوند می زند و یادآوری می کند که در بحران ها تنها نیستیم و جوامع دیگری از آن عبور کرده اند. این رمان امید را به ناامیدان انتقال می دهد و می گوید هیچ جامعه ای تا ابد در اوج و حضیض نبوده است.
یلدا بیدختی نژاد، مترجم اثر تقدیری «سه سیب از آسمان افتاد» نیز اظهار داشت: در این رمان آدم ها همه در رنج هستند و در نهایت امیدی زیبا خویش را نشان داده است که قابل توجه است.
وی ضمن اشاره به اینکه اسوار در زندگی خصوصی اهل فتوت، یعنی دارای وفاداری به عهد، راستگویی و شکیبایی بود، افزود: اسوار خیلی مهربان و راستگو و خیلی اهل تعامل بود. وی همایشی را در ارتباط با ی ادبیات فارسی در لبنان با کمک گلشیری و جمعی دیگر از اعضاء فرهنگستان برگزار کرد که با آن که یک روزه بود، یک ویژه نامه در نامه ی فرهنگستان را به خود اختصاص داد. حریم خیلی مستحکمی داشت که کارش بود و روابطش با افراد برپایه کارش بود.
منبع: كیت هنری
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان کیت هنری در مورد این مطلب