ArtKit کیت هنری
گفتگوی مهر با سعید مظفری-۳

ممیزی سریال اوشین اینطور كه این روزها می گویند نبود

ممیزی سریال اوشین اینطور كه این روزها می گویند نبود كیت هنری: سعید مظفری از قدیمی های دوبله خاطراتی از روزهای دور و سریال ها و فیلم هایی می گوید كه در ذهن خیلی از مردم آشنا هستند و شاید برخی ابهام ها هم درباره دوبله این آثار وجود داشته باشد.



خبرگزاری مهر-گروه هنر-صادق وفایی: بعد از انتشار قسمت های اول و دوم گفتگوی مفصل با سعید مظفری كه تاریخ حضورش در دوبلاژ، خاطراتی از دیگر گویندگان و سخنانی درباره امروزِ این كار را در بر می گرفت، سومین قسمت و در واقع موخره این گفتگو منتشر می گردد.
در این قسمت از گفتگو هم خاطره بازی در بخش هایی ادامه پیدا می كند و در نهایت درباره آینده هنر دوبله صحبت می گردد. مظفری معتقد می باشد دوبله برای ماندن و ادامه راهش نیاز به تلفیق قدیمی ها و جوان تر ها دارد. در این بخش همینطور درباره دوبله فیلم های ایرانی و جنگی در دهه ۷۰ صحبت می گردد كه مظفری سهم چشمگیری در دوبله آنها داشت. نمونه بارز این آثار فیلم «آخرین شناسایی» است كه صدای این گوینده و یكی از دیالوگ هایش هنوز در اذهان مخاطبان باقی مانده است.
در ادامه، آخرین بخش از گفتگوی بهاری مان با سعید مظفری را می خوانید:
* آقای مظفری شما از معدود گوینده های پیشكسوتی هستید كه صدایتان نسبت به دوران جوانی تغییر نكرده است. به نظرم جنس صدای گوینده ای مثل بهرام زند طی چند سال قبل تغییر كرده بود. مشخص بود كه بهرام زند است ولی طراوت دوران جوانی یا دهه های ۷۰ و ۸۰ ایشان را نداشت ولی صدی شما هم اكنون با زمانی كه مثلا به جای پرویز پورحسینی در «كمال الملك» گویندگی می كردید، تفاوت چندانی ندارد.
-حنجره تنها عضو بدن است كه دیر پیر می گردد. منتهی یك بخشی از این مساله به شانس و اقبال ربط دارد. ممكن است صدای كسی تا لحظه مرگ تغییر نكند از آن طرف ممكن هم هست صدای فرد تغییر كند. الان مثلا صدای منوچهر اسماعیلی نسبت به ۵ سال پیش خیلی تغییر كرده است.
* یا صدای آقای خسروشاهی مثلا كمی...
-گرفته تر شده است. خسرو هم مثل بهرام زند حرص و جوش می خورد.
* از سریال «كمال الملك» نام بردیم. از كارهای آقای كسمایی بود؟
-نه. این كار را ناصر طهماسب دوبله كرد.
* آقای طهماسب هم از هم نسلان شماست؟
-نه. او یك نسل زودتر از من به دوبله آمد.
* وقتی با آقای مدقالچی صحبت می كردم، بحث شما شد و ایشان اظهار داشت كه آقای مظفری مدیر دوبلاژ خوبی است. از حرف های شما هم چنین برداشتی دارم كه دانسته و آگاه كارها را انجام داده اید. خودتان علت این را كه مدیر دوبلاژ خوبی بوده اید، چه می دانید؟ آیا به خاطر دیالوگ نویسی خوب است؟
- من خودم را خوب نمی دانم. روی قضاوت بخشی از بچه های خودمان كه به كار و حرفشان اعتقاد دارم، مردم و خبرنگاران است. در كار مدیر دوبلاژی كسی نمی تواند دیالوگ بنویسد مگر این كه همان گونه كه گفتم از اول بنشینید پای تماشای فیلم و حس بازیگر را درك كنید. هیچ وقت به شما نمی گویند كل دیالوگ و جمله را عوض كن بلكه ممكن است بگویند سانسورش كن یا طوری بنویس كه قابل پخش باشد. خیلی وقت ها در فیلم ها، شمای مخاطب متوجه می شوید كه رابطه و نسبت افراد چگونه است ولی گاهی این كار در نوشتن برخی دیالوگ ها و آن جهت دهی طوری انجام می گردد كه مخاطب متوجه نمی گردد. حداقلِ داشته های یك مدیر دوبلاژ، انشای خوب است یعنی باید انشای قابل قبولی داشته باشد تا دیالوگ های خوب و شسته رفته ای تحویل گوینده اش بدهد.
حداقلِ داشته های یك مدیر دوبلاژ، انشای خوب است یعنی باید انشای قابل قبولی داشته باشد تا دیالوگ های خوب و شسته رفته ای تحویل گوینده اش بدهدداشتن سواد نه در این كار بلكه در هر كار دیگری مهم است.
* یكی از مدیر دوبلاژهایی كه شما سریال های زیادی را با او كار كرده اید زهره شكوفنده است. یكی از سریال های خاطره انگیزتان هم «پزشك دهكده» است كه شما گوینده شخصیت سالی بودید. یا مینی سریال دیگری بود به نام «دختر ماهاراجه» و یا «مزرعه پامفیلد» كه با مدیریت خانم شكوفنده كار شد. جالب است كه «پزشك دهكده» از سریال های درجه یك خارجی نبود اما در دوبله كاری با این سریال شد كه در تلویزیون ایران به یكی از عناوین پرطرفدار تبدیل شد. خاطره ای از آن دارید؟
-در مسیر دوبله آن فیلم من را عوض كردند.
* بله آقای یاكیده به جای شما آمد.
-بله. مدیری به علت یك اختلاف من را ۸ ماه ممنوع الكار كرد و گفتند كه نیا.
* از سوی مدیر شبكه ۲ به شما ابلاغ شد؟
-نه. از سوی مدیر بخش دوبلاژ. اسم خوبی هم داشت. قبلا در رادیو مدیر بود و انصافا مدیر خوبی هم بود. بالاخره سر هرچه بود، به خاطر اختلافی من را عوض كردند. من هم گفتم باشد، بیرون كار می كنم. بنابراین از یاكیده برای آن نقش دعوت نمودند. شكوفنده هم مقاومت كرده بود و مدیر مورد اشاره گفته بود نه خیر! این طور است كه هست. خود آن مدیر بعدها كه به من زنگ زد و من دوباره سر ضبط دوبله آن سریال رفتم؛ از تلفن هایی اظهار داشت كه مردم زده بودند و از تعویض صدای سالی گلایه كرده بودند. كار به جایی كشیده بود كه آقای محمد هاشمی رفسنجانی رییس وقت صدا و سیما به این مدیر زنگ زده بود و گفته بود چه خبر شده كه این همه تلفن و شكایت می شود؟ به هر حال دوباره برای گویندگی در آن كار دعوت شدم.
كار به جایی كشیده بود كه آقای محمد هاشمی رفسنجانی رییس وقت صدا و سیما به این مدیر زنگ زده بود و گفته بود چه خبر شده كه این همه تلفن و شكایت می شود؟* بحث شبكه ۲ شد. آقای مقامی یك مدت در شبكه ۲ خیلی فعال بودند و سریال دوبله می كردند. یكی از آن ها، سریال ایرانی «مزد ترس» بود كه شما در آن به جای حمید تمجیدی صحبت می كردید.
-بله آن سریال را من دوبله كردم.
* عجب! فكر می كردم از كارهای ایشان بوده، چون در آن زمان آقای مقامی به جای عبدالرضا اكبری حرف می زد، فكر كردم «مزد ترس» هم كار ایشان بوده است.
-نه. «مزد ترس» را با كمك ایشان دوبله كردم. هر فیلمی كه حمید تمجیدی ساخت، تا لحظه رفتنش از ایران، من به جایش حرف زدم. من را خیلی دوست داشت.
* همچون فیلم های نسبتا متاخری كه صدای آقای مقامی و شما را كنار هم شنیدیم، فیلم «لوتر» بود كه شما در آن به جای شخصیت مارتین لوتر صحبت می كردید.
-بله. آن فیلم، بیرون از صدا و سیما دوبله شد.
* و یا فیلم «اگه می تونی منو بگیر» كه فكر كنم در تلویزیون دوبله شد كه شما به جای دی كاپریو صحبت می كردید و آقای مقامی تام هنكس را می گفت.
-بله. آن فیلم در تلویزیون دوبله شد. صدای مقامی واقعا حرف نداشت كه ناگهان دچار این مساله و بیماری شد. متاسفانه كم توانستیم با هم كار نماییم. همیشه از هم دور بودیم. ولی كارش خیلی خوب بود. صدای زیبایی داشت و یكی از گوینده های خوب بود. درباره آن ماجرا، تعریف می كرد كه برق خانه شان رفته بود و به دنبال شمع به آشپرخانه رفته بوده. می گفت در تاریكی پایم را روی پله اول گذاشتم و تا خواستم پله دوم را طی كنم، هیچ چیز نفهمیدم. سرش گیج رفته و با سر به زمین می خورد. همسرش هم كه متوجه ماجرا می شود، سریع آمبولانس خبر می كند و به اورژانس می رساندندش. در بیمارستان دكتر به او می گوید كه ضربه مغزی خفیف شده و امیدوار است كه به صدایش صدمه نرسد.
صدای مقامی واقعا حرف نداشت كه ناگهان دچار این مساله و بیماری شد. متاسفانه كم توانستیم با هم كار نماییم. همیشه از هم دور بودیم. ولی كارش خیلی خوب بود. صدای زیبایی داشت و یكی از گوینده های خوب بود* كه صدمه رسید!
-بله. متاسفانه.
* خانم رفعت هاشم پور همسر آقای مقامی هم به نظرم از سال ۸۲ یا ۸۳ بود كه دیگر كار دوبله نكرد و كنار گذاشت.
-بله. صاحب فیلم ها پول های خوبی پیشنهاد می دادند ولی دیگر نیامد.
* چرا؟ آیا دلخوری به وجود آمده بود؟
-نه. نسبت به این كار دید جدیدی پیدا كرد.
* فكر می كنم آخرین كاری كه خانم هاشم پور در آن صحبت كرد، سریال «معصومیت از دست رفته» داود میرباقری بود.
-آخرین فیلمی كه ایشان در آن صحبت كرد، یك فیلم هندی بود كه من مدیر دوبلاژش بودم. آمیتاب باچان در آن بازی می كرد.
* منظورتان «گاهی خوشی گاهی غم» است؟
-بله همان فیلم بود. خانم رفعت را با خواهش و تمنا آوردم تا رل همسر آمیتاب باچان را در آن فیلم بگوید. نمی آمد! ولی بالاخره آوردمش و به من گفت تو سبب شدی من قولم را بشكنم. دیگر نمی آیم زاغول! به خاطر رنگ چشم هایم به من می گفت زاغول. بعد هم رفت. پس از رفتنش به من زنگ زدند و گفتند سعید یك تكه از دیالوگ های خانم رفعت ضبط نشده است. پای تلفن از عكس العمل من فهمیدند كه ناراحت شده ام. وقتی علتش را پرسیدند، گفتم نمی دانید با چه خواهش و التماسی آورده بودمش. بعد به خانم هاشم پور زنگ زدم و گفت زاغول مگر نگفتم نمی آیم؟ گفتم خانم رفعت، این جمله به جان شما جا افتاده است، شما من را می شناسید و می دانید از این گاف ها نمی دهم. گفت حالا چه می خواهی؟ گفتم این یك تكه را دوباره بگیریم. گفت خب فردا زنگ بزن! گفتم بیایید ها! گفت فردا زنگ بزن. فردایش كه زنگ زدم گفت زاغول می آیم ولی فقط به خاطر تو. به هر حال آمد و آن جمله را گرفتیم و از فردایش دیگر پا به محیط دوبله نگذاشت.
* این فیلم كجا دوبله شد؟
-استودیوی قرن بیست و یك بود.
* شما از حرف زدن یا مدیریت دوبله فیلم هندی لذت می برید؟ من كه واقعا حیفم می آید صدای گویندگان دوبلاژ را روی فیلم های هندی بشنوم.
مگر من خوشم می آید فیلم های درپیت چین و كره ای را دوبله كنم؟ اصلا از نوع صحبت كردنشان خوشم نمی آید. نوع دیالوگ گفتنشان و كشیدن آخر كلماتشان!-نه، از سر ناچاری است. مگر من خوشم می آید فیلم های درپیت چین و كره ای را دوبله كنم؟ اصلا از نوع صحبت كردنشان خوشم نمی آید. نوع دیالوگ گفتنشان و كشیدن آخر كلماتشان! ولی وقتی اغلب فیلم های تلویزیون این ها هستند، مگر چاره ای هم هست؟
* صحبتِ سریال شد، یاد «پدرسالار» افتادم كه شما در آن به جای محمود پاك نیت صحبت می كردید. مدیر دوبلاژ آن كار آقای مقامی نبود؟
-نه خانم ژاله علو بود.
* كه شما با ایشان «اوشین» را كار كردید. ایشان هم جزو مدیران و گوینده هایی است كه دیگر در دوبله نیست.
-ابتدا قهر كرده بود ولی پس از مدتی دیگر نیامد.
* آقای مظفری درباره مدیریت دوبلاژ و نوشتن دیالوگ های فیلم طوری كه قابل پخش باشد حرف زدیم. در این زمینه یك شوخی بین عموم مردم باب شده كه می گویند سریال «اوشین» را در ایران آن قدر عوض كردند كه ژاپنی ها خودشان نسخه جدیدش را از ما خریدند و پخش كردند. آیا این شوخی به واقعیت نزدیك است؟
-نه. اصلا این طور نبود. تنها جایی از سریال كه عوض شد، توسط واحد دوبلاژ شبكه دو تغییر كرد؛ مثل الان كه ویراستار دارد. آن قسمت هم مربوط به بخش كوتاهی از زندگی اوشین و پنج یا شش خط از دیالوگ های سریال بود.
* در این كار خانم علو سبب شد كه گوینده ای مثل مریم شیرزاد بین مردم گل كند و شناخته شود.
-بله همین طور است. خاطره ای كه در این زمینه دارم این است كه اول قرار بود مینو غزنوی برای نقش اوشین بیاید اما به علت اتفاقاتی كه افتاد، خانم غزنوی قهر كرد و نیامد.
خاطره ای كه در این زمینه دارم این است كه اول قرار بود مینو غزنوی برای نقش اوشین بیاید اما به علت اتفاقاتی كه افتاد، خانم غزنوی قهر كرد و نیامد* تا یادم نرفته به یك فیلم دیگر هم اشاره كنم كه دوبله ای خوب داشت؛ «محرمانه لس آنجلس» كه شما، بهرام زند، حسین عرفانی، پرویز ربیعی و خیلی گویندگان درجه یك دیگر در آن صحبت می كردید. البته این فیلم دوبار دوبله شد كه یكی در تلویزیون و دیگری بیرون دوبله شد. در نسخه تلویزیون بهرام زند به جای راسل كرو صحبت می كرد و حسین عرفانی به جای كوین اسپیسی، اما در نسخه بیرون چنگیز جلیلوند به جای كرو صحبت می كرد و ناصر طهماسب به جای اسپیسی. نكته مهم این است كه در هر دو نسخه، شما جای یك بازیگر یعنی گای پیرس صحبت كردید.
-به جای گای پیرس خیلی صحبت كرده ام. یك سریال ۱۶ قسمتی پلیسی بود كه سال ها پیش به جایش صحبت كردم. آن سریال را آقای پرویز بهرام برای تلویزیون كار كرد.
* حس دوباره كاری نداشتید كه در دوبله بیرون «محرمانه لس آنجلس» به جایش حرف زدید؟
-نه. آن مدیر دوبلاژ دیده من قبلی را گفته بودم، راضی بوده و طبیعی است كه چنین انتخابی بكند. من هم اگر مدیر دوبلاژ باشم، ریسك نمی كنم و سراغ همان گوینده قبلی می روم.
* سریال ایرانی «بوعلی سینا» یكی از سریال هایی بود كه شما در دهه ۶۰ در دوبله آن حضور داشتید. یادتان هست مدیر دوبلاژش چه كسی بود؟
-مطمئن نیستم ولی فكر كنم ناصر طهماسب بود. چون طهماسب آن سال ها خیلی فعال بود.
* الان ظاهرا خیلی كم كار شده است.
-بله دیگر تلویزیون نمی آید. بهار سال قبل بود كه اطلاع داد دیگر به تلویزیون نمی آید. یك سال و نیم دو سال پیش، اگر ۱۰ فیلم در تلویزیون دوبله می شد، نصف بیشترش را طهماسب دوبله می كرد بعد ناگهان این وضعیت كمتر شد.
* و بیشتر بیرون كار می كند.
-به شرطی كه كارش را جدا بگیرند. می آید تنها كارش را می كند و می رود.

* آقای مظفری بخشی از كارهای شما در دهه های ۶۰ و ۷۰، فیلم های جنگی و دفاع مقدسی بود.
-بله. خیلی از این فیلم ها كار كردم.
* یك نمونه بارزش فیلم «آخرین شناسایی» با مدیریت ناصر طهماسب بود كه شما آن دیالوگ «حاجی سیدتو كشتن!» را در آن داشتید. این جمله خیلی وارد فرهنگ و شوخی های عامیانه شد. نمونه دیگرش هم «كانیمانگا» بود كه باز هم مدیر دوبلاژش آقای طهماسب بود.
-آن جمله حاجی سیدتو كشتن، برای خود فیلمنامه بود، نه طهماسب در آن دست برده بود نه من. نوشته خود كارگردان بود.
* بین خود گوینده ها هم سر این دیالوگ با شما شوخی می كردند؟
-بله. بچه ها تا به هم می رسیدند یا با من روبرو می شدند، می گفتند حاجی سیدتو كشتن! (می خندد)
* یك فیلم شاخص دیگر جنگی، «سجاده آتش» بود كه در آن به جای رضا ایرانمنش صحبت كردید.
-بله آن فیلم را خودم دوبله كردم.
* نقش منفی فیلم را هم عطاالله كاملی گفت به جای حبیب الله حداد كه نقش فرمانده عراقی را بازی می كرد.
-و چقدر هم خوب گفت. صدایش خیلی برای آن نقش مناسب بود. كار روی این فیلم ها خیلی سخت بود چون به نظرم با صدای بچه های دوبله، جور در نمی آمدند. یعنی آن حس منتقل نمی شد. یادم می آید یك فیلم را با امیرهوشنگ زند كار می كردیم كه بخش عمده دیالوگ هایش انگلیسی بود. من آمدم، ژرژ پطرسی آمد، عباس نباتی، خود زند و آنهایی كه انگلیسی می دانستند، آمدند ولی آخر سر، كار از آب در نیامد و كارگردان گفت نمی گردد. بنابراین سراغ بچه های برون مرزی صدا و سیما رفتند.
* «دیده بان» حاتمی كیا هم یك فیلم دیگر است كه شما در آن صحبت كردید و ایرج رضایی دوبله اش كرد.
-از «دیده بان» خاطره خاصی ندارم ولی حاتمی كیا را شخصیت مهربانی دیدم و با همه خوب بود، اما فیلم را چندان دوست نداشتم ازاین رو خاطره ای از آن ندارم.
* خیلی فیلم های جنگی هست كه شما در آن ها صحبت كردید. یك نمونه دیگرش «یاس های وحشی» بود كه به جای جعفر دهقان صحبت كردید. حسین پاكدل هم در آن فیلم بازی می كرد. آن فیلم را خودتان دوبله كردید؟
-بله. آن موقع برای ساخت فیلم های جنگی خیلی كمك می كردند. هم حوزه هنری بود هم ارشاد. بنابراین اغلب كارگردان ها به سمت این قضیه رفتند. در آن میان، چند فیلم خوب و ماندگار ساخته شد ولی غیر از آنها آثار ماندگار دیگری سراغ ندارم.
* به یاد فیلم «داستان عشق» یا همان «لاو استوری» افتادم كه شما در آن با ژاله كاظمی همكاری داشتید؛ گوینده ای كه از او یاد نكردیم.
-یكی از آثار خوب من و خانم ژاله بود. ایشان خیلی به من كمك كرد.
* ایشان نسل اولی بود؟
ژاله كاظمی خیلی كمكم كرد. به من می گفت بگو پسر! تو می تونی! فكر كردی اینها كی هستن؟ فكر نكن این ها آدم های گنده ای هستن! خودت را كوچك نبین! اگر خودت را حقیر ببینی از كار حذف می شی ها!-بله. یادم می آید نخستین رل اولی كه گفتم برای خانم فهیمه راستكار بود. یك روز در استودیوی شهاب بودم كه خانم راستكار من را دید و پیشنهاد كار داد. گفت چهار روز باید پیش من بیایی. آن زمان، فیلم ها یك روزه دوبله نمی شد. یك تایم بامداد بود و یك تایم عصر كه برای دوبله فیلم ها داخل استودیو می رفتیم. یعنی برای دوبله یك فیلم، یك هفته باید تایم بامداد ( از ۹ بامداد تا ۱۳ ) به استودیو می رفتیم. وقتی سر قرار كار رفتم، دیدم رل اول یك فیلم را برایم در نظر گرفته است؛ یك خواننده ایتالیایی بود به نام دومینو مدیچی. البته درباره فامیلش مطمئن نیستم. به هر حال برای نخستین بار بود كه رل اول را می گفتم و خیلی هول شده بودم، اما ژاله كاظمی خیلی كمكم كرد. به من می گفت بگو پسر! تو می تونی! فكر كردی اینها كی هستن؟ فكر نكن این ها آدم های گنده ای هستن! خودت را كوچك نبین! اگر خودت را حقیر ببینی از كار حذف می شی ها!
* ژاله كاظمی پس از انقلاب خیلی كم كار شد؟
-بله. بیشتر از چند فیلم صحبت نكرد. یك بار در استودیوی قرن بیست و یك با یكی از خانم های گوینده بگو مگو كرد. این ماجرا مربوط به زمانی بود كه تازه از آمریكا آمده بود و گفته بودند به او كار ندهید. خیلی از لحاظ روحی به هم ریخته بود. در آن جدل به آن خانم گفته بود چه لذتی می بری از این كه نقش های من را می گویی و من را خانه نشین كرده ای؟
* آن گوینده چه می گفت؟
-او هم جواب هایی می داد ولی ژاله به هم ریخته بود و ناراحت بود. آن زمان خیلی دلشكسته بود. اجازه نداشت گویندگی كند؛ مدیر دوبلاژی كه مطلقا. تلویزیون كه برایش كاری نداشت فقط ماند بخش خصوصی كه آن هم این طور شد. به نظرم می شد حداقل به خاطر ملاحظه یك همكار قدیمی، نقش هایش را نگفت.
* صحبت ژاله كاظمی شد، به یاد خانم نیكو خردمند افتادم. یكی از گویندگان زنی كه شاید زیاد از او یاد نشود.
-بله. لطفا حتما در مطلبی كه منتشر می كنید، از خانم خردمند یاد كنید. خیلی خانم خوب و محترمی بود.
* مدتی است كه مستند «صداهای ماندگار» را از آرشیو صدا و سیما گرفته ام و می بینم. این مستند در سال ۷۵ پخش گردید كه در آن مستند با شما و خانم خردمند مصاحبه شده بود.
-بله خیلی كار خوبی بود. هنوز هم در خاطرم مانده است. كارگردانش چه كسی بود؟
* شهرام جعفری نژاد.
-می دانید چرا در یادم مانده؟ چون نخستین اثر مستندی بود كه درباره این كار ساخته می شد و پس از آن هم آثاری كه ساخته شد، آن روح و حال و هوا را نداشت. نمی دانم شاید به خاطر همین مساله كه نخستین بود.
* به سال های اكنون برگردیم. همچون آثار شاخصی كه طی سال های اخیر دوبله شده و به خاطرم مانده، «باجه تلفن» است.
-كه چه فیلم سختی بود!
* و نقش مقابل شما را تورج مهرزادیان می گفت.
-اصلا كل فیلم را من و مهرزادیان بودیم. هم رل من سخت بود هم رل مهرزادیان. یك باجه تلفن و دو ساعت فیلم، خیلی است.
* مدیر دوبلاژش خودتان بودید؟
-بله. كار خودم بود.
* یكی دیگر از نقش های چند سال پیشِ شما دكتر واتسن در فیلم سینمایی جدید شرلوك هولمز است كه بازیگرش جود لاو بود. در فیلم اول، افشین زینوری جای رابرت داونی جونیور (شرلوك هولمز) صحبت كرد و در فیلم دوم یعنی «بازی سایه ها» چنگیز جلیلوند. افشین زینوری هم از آن گویندگان جوانی است كه شاگردی پیشكسوتانی مثل شما و نسل شما را كرده است. كیفیت گویندگی این گوینده، كاملا نشان داده است كه چه كسانی تربیتش كرده اند.
-بله. او با بچه های دیگر فرق دارد. كارش را كه ببینید، متوجه می شوید كه بین نسل جدید از همه بهتر است اما متاسفانه به نظرم این اواخر دارد كمی اشتباه می رود. نمی دانم ولی به نظرم اگر بچه های قدیم را دوست دارد باید به راه آنها برود.
* مشكلش كجاست؟
-آخر دیالوگ هایش را می كشد، ته كلمات را كشش خاصی می دهد و حالت هایی به صدایش می دهد كه در هنرپیشه نمی بینید. جایی كه هنرپیشه دارد آرام حرف می زند او فریاد می كشد و خیلی قرص و محكم دیالوگ می گوید. به نظرم حیف است چون در جوان گو ها یكی افشین است و یكی سعید شیخ زاده.
* جناب مظفری عاقبت كار را چطور می بینید؟
-كار دوبله برای این كه بماند، نیازمند این است كه قدیمی ها با این بچه های جدید زیرزمینی تلفیق شوند. نمی گردد فقط ما بمانیم. این كار چون اسپانسر و حامی ندارد، در خطر از بین رفتن است اما اگر جوان ها و عاشقان كار بیایند، می گردد كاری كرد. اگر این جوان ها بیایند و در كنار قدیمی ها قرار بگیرند و یك اتحاد بین گویندگان شكل بگیرد، كسی كه ناچار است با آنها راه بیاید، صاحب فیلم است و آن وقت دیگر نمی تواند از شرایط سوءاستفاده كرده و پول كلان به جیب بزند؛ آن هم در حالیكه گویندگان دستمزد زیادی برای كارشان نمی گیرند.

1397/03/02
20:41:30
5.0 / 5
25
تگهای خبر: بازیگر , سریال , فیلم , هنر
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۳
ArtKit کیت هنری
artkit.ir - حقوق مادی و معنوی سایت كیت هنری محفوظ است

كیت هنری

کیتهای هنری