ArtKit کیت هنری

دفاع از بی شعوری با عبارت قضاوت نكن !

دفاع از بی شعوری با عبارت قضاوت نكن ! كیت هنری: بزرگواری با چاقو روی ستون های تخت جمشید یادگاری نوشته كه «من بمیرم خط بماند یادگار»، یا كسی در فضای عمومی مترو یا اتوبوس بلند بلند با تلفن همراه حرف می زند و فحاشی می كند و....



به گزارش كیت هنری به نقل از ایسنا، در ادامه یادداشت احسان محمدی در «عصر ایران» می خوانیم: بعنوان روزنامه نگار نقدی در مورد این رفتار می نویسید، بعضی از واكنش ها:

- تا كفش های كسی را نپوشیده ای در مورد راه رفتن او قضاوت نكن!

- شما هم زورت به این بیچاره ها می رسه؟ اگه راست میگی جلوی اختلاس ها رو بگیر.

- خاك بر سر ما كه تو روزنامه نگارمون شدی. به چه حقی مردم رو قضاوت می كنی؟

- این آدم ها پر از خشم های فروخورده هستند، باید آنها را درك كرد. وقتی حكومت فشار می آورد باید یك جور این خشم را تخلیه كرد یا نه؟

-...

در كنار این نقدها، البته فحش هایی هم معمولا صادر می گردد كه مثل نیش مار و عقرب در روح و روان آدمی فرو می رود. به چه جرمی؟ نقد بی شعوری! ما دوست داریم بعنوان بهترین و باهوش ترین و مهربان ترین و خردمندترین مردم دنیا فقط تحسین بشویم و كسی نگوید گاهی تن این پادشاه لباس نیست، برهنه است! اگر كودكی فریاد بزند، به جای اینكه به تن برهنه بیشعوری نگاه نماییم به او می گوییم كه نگاه نكن، قضاوت نكن، تو حق نداری اینطور فكر كنی، حق نداری آزادی او را زیر سوال ببری!

این گزاره «شما حق نداری تحت هیچ شرایطی رفتار هیچكس را قضاوت كنی» تا چه اندازه حقیقت دارد؟ هر روز در كوچه و خیابان و مغازه، ده ها دوربین مداربسته ما را نظاره می كند، رفتارمان را برای قضاوت ثبت می كند. هر روز در شبكه های اجتماعی سلیقه های ما قضاوت می گردد و از آن اطلاعات استخراج می گردد برای روز مبادا. ما هر روز قضاوت می شویم. در دنیایی با این درجه از پیچیدگی چرا باید از قضاوت و نقد بی شعوری شكایت كرد؟

می گویند بی شعوری و مُردن مثل هم هستند؛ آدم از هر دو چیزی نمی فهمد، این اطرافیان هستند كه متوجه می شوند و زجر می كشند!

فردی كه رفتار اجتماعی ساختارشكن و غلطی را انجام می دهد و آن را بدون هراس از دیگران به معرض نمایش عمومی می گذارد ممكن است به علت بی شعوری قادر به درك عمق زشتی كارش نباشد اما كسی كه از او «عاقلانه» دفاع می كند چطور؟ كسی كه برای او توجیه می سازد كه «تو كارت را بكن، هیچكس حق ندارد قضاوتت كند» همدست او نیست؟ قضاوت جزو مكانیزم های اجتناب ناپذیری انسانی است. آنچه ترسناك است سكوت و انفعال و البته دفاع از بی شعوری است.

كار روزنامه نگار نقد یا تحسین رفتارهای پیرامونی است. همین فردی كه می گوید «شما حق نداری در مورد داد زدن یك نفر در اتوبوس قضاوت كنی»، انتظار دارد روزنامه نگار در مورد رفتار غلط فلان مسئول بنویسد. البته كه باید بنویسد اما چطور این قضاوت نیست و آن یكی هست؟ گوسفندنگری و سرزنش تمام عیار كسی كه دست به رفتار غلط می زند هم خطاست و اینكه در رخ دادن این رفتار طیف گسترده ای از مدرسه گرفته تا دانشگاه و رسانه و... دخیل بوده اند تردیدی نیست اما نكته اینجاست: اگر جسارت در افتادن با ظالم را نداریم، دست كم برایش دست نزنیم!... برای بی شعورها دست نزنیم.

برخی دیگر هم خرده می گیرند كه «آقا خودت مگر عقل كل هستی؟ مگر فرشته ای كه دیگران را قضاوت می كنی؟». برای نوشتن در مورد سواركاری، لازم نیست پیش تر اسب بوده باشیم. تفاوت رفتار درست و غلط گاهی خیلی دشوار نیست اما حرف زدن و نقدكردن آن در كشور ما گاه بسیار پرهزینه شده و یكی از كمترین هزینه های آن رگبار فحش های برخی است كه با برچسب اشتباهی «قضاوت نكن» به دفاع از بی شعوری می پردازند.

ما در ایران ۸۰ میلیون جزیره جدا از هم نیستیم كه هر كس، هر كاری را در فضای عمومی هوس كرد انجام بدهد و به دیگری ربط نداشته باشد. وقتی از خانه بیرون می آییم، ما جزئی از جامعه هستیم و رفتار و گفتار و كردار و پندارمان مورد قضاوت قرار می گیرد. حتی وقتی در چهاردیواری خانه مان هستیم و صدای موسیقی یا دعوایمان از دیوار رد می گردد و همسایه می آید و اعتراض می كند هم عملا نشان داده است حدودا هیچگاه تنها و آزاد نیستیم. آزادی یعنی مسئولیت. ما تا زمانی آزاد هستیم كه به آزادی دیگران آسیب نزنیم. ما خدا نیستیم، «قضاوت» در مورد درون آدمی با اوست كه بر همه رازهای پنهان و پشت نقابمان آگاه است اما رفتار اجتماعی غلط در فضای عمومی را باید نقد كرد. هر نقدی، لزوما قضاوت اخروی نیست.

فروش خیره كننده كتاب «بی شعوری» نوشته «خاویر كرمنت» اتفاقی نیست. نشان داده است كه یك كاستی وجود دارد. در بخشی از این كتاب آمده: بی شعورها قواعد نانوشته ای دارند كه بر طبق آن رفتار می كنند:

* تمام مشكلات را دیگران به وجود آورده اند.

* اصلا نیازی به ریشه یابی مشكلات نیست، فقط یكی را پیدا كن كه تقصیر را گردنش بیندازی.

* اگر از قانونی خسته شدی، مطابق نیازت یكی دیگر بساز اما به محض آنكه به خواسته ات رسیدی آن را هم نقض كن!

اولین گام برای درمان یك بیماری این است كه باور نماییم بیمار هستیم و باید به پزشك رجوع نماییم. انكار و حاشا كردن بیماری، تنها سبب می گردد زودتر به استقبال مرگ برویم. بی شعوری را در جامعه انكار نكنیم. كسی كه روی آثار تاریخی، درخت یا صندلی اتوبوس یادگاری می نویسد، كسی كه با رانندگی غیرمسئولانه دیگران را به كشتن می دهد، كسی كه همه ناكارآمدی اش در مدیریت را گردن دشمن می اندازد، كسی كه ماشینش را در پیاده رو پارك می كند، كسی كه زباله هایش را از پنجره خانه به خیابان پرتاب می كند، كسی كه... بی شعور است.

از رفتار بی خردانه تحت هیچ عنوانی دفاع نكنیم و وكیل مدافعشان نشویم. برای مقابله با بی شعوری در جامعه نیاز است كه دوشادوش هم باشیم.




1397/01/22
15:02:17
5.0 / 5
10
تگهای خبر: روزنامه
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۴ بعلاوه ۴
ArtKit کیت هنری
artkit.ir - حقوق مادی و معنوی سایت كیت هنری محفوظ است

كیت هنری

کیتهای هنری